عشق میراکلس /پارت4
*لیدی باگ*
یه قصر صورتی و سبز!!!
مگه ما الان تو چه سالی هستیم؟؟؟؟
دوتا نگهبان سنگی جلوی در بودن.....
پشت قصر یه .....یه ساختمون مثل مدرسه خودمون تو پاریس بود!!!!
نزدیک نگهبان ها رفتیم .....
یهو رفتن کنار و در قصر باز شد .....منو کت یه نگاهی به هم کردیم و وارد شدیم.....
خیلی شیک بود!!!همه جا تزیین شده بود و یه صندلی سلطنتی روی سکوه جلوی ما بود....
سمت چپ یه تعداد محافظ بود و سمت راست یه میز دراز و بزرگ پر از خوراکی بود...اه بی ادب گشنم شد:/...
کت نوار که انگار ذهنمو خونده بود گفت: منم گشنم شد![]()
اصلا من گشنه اون گشنه همه گشنه:/
یهو یه دختر مو بنفش با نقاب و چشم های عسلی با جیغ بنفش وارد شد:جیغغغغغغغغغغغغ بالاخره اومدیددددد؟؟؟؟!!!!یهووووووو!!!!
من:جانم؟
کت:منم نفهمیدم....
-وایییی لیدی باگگگ از نزدیک خیلی خوشگل تری!!
و کت نوار!!تو خیـــلی خوشتیپی تازه فهمیدم !!بعد صورت کت نوار رو با دستاش قاب کرد و با صدای بچگونه گفت:چشماتو برم گوگولیییی
من:اهم اهم اهم احیانا شما ملکه نیستی؟؟
-نه باو ملکه مادرمه
کت نوار:میتونیم مادرت....ملکه رو ببینیم؟
-اره چرا نه؟ دنبالم بیاید ..
بعد به پله اشاره کرد
^نیم ساعت بعد^
تقریبا پاهام داشت فلج میشد از بس که راه رفتم!! عحب پله های طولانی دارن اینا!!
یهو چشمم خورد به یه اتاق...فقط یه میز گرد بود که روش یه گردنبند بود و سه تا نگهبان داشتن ازش محافظت میکردن...
یعنی ممکنه خودش باشه؟؟
-رسیدیم!
از عالم هپروت بیرون اومدم ....
کاترین درو باز کرد ...واو یه اتاق بزرگ و خوشگللل یه تخت از جنس ابریشم و .........
یه بالکن اونجا بود واردش شدیم ...یک زن که پشتش به ما بود اونجا واستاده بود
-مامانیییی
ملکه برگشت و با دیدن ما خشکش زد:ش شما....لیدی....لیدی باگ خودتی؟؟؟؟و کت نوار؟
کت نوار:انگار همه اینجا مارو میشناسن
من:دقیقا....به هر حال.....سلام ملکه... ما اومدیم تا میراکلس گمشده رو پیدا کنیم و....
ملکه:هه!!!گمشده؟؟؟ اون پیش منه!!
-اره و نگهبان های قدرتمندی ازش نگهداری میکنن!
کت نوار:میتونید اونو به ما بدید؟
ملکه:شوخی میکنید؟ اون خیلی قویه! نمیتونم بهتون بدم...
من:لطفاااااا
ملکه: فقط به یک شرط.....
کت :چی؟
-باید ملکه سر.....
ملکه:کاتریننننن من باید بگم!!!
-ب..بخشید مامان.....یعنی....ملکه
+بهتر شد ....شرط اینه که شما باید ملکه سرزمین اهریمن ها رو نابود کنید!! البته این یک شرط نبود...درواقع ما چندین سال منتظر شما بودیم تا اونو نابود کنید...
من:حالا ملکه ایی که میگید کجاست؟ اصلا چطور نابودش کنیم؟؟؟من هنوز تو شکم(دقت کنید شُک نه شکم
)
ملکه: اگه بخواید نابودش کنید اول باید سه تا از معجزه گر های قوی که تحت مراقبت سه نگهبان اصلی محافظت میشن رو پیدا کنید و به دست ادم هایی مورد اطمینان بدید تا شمارو همراهی کنند و ملکه ی اهریمن هارو نابود کنید..
کت:همین؟به نظر اسون میاد
بعد ژست قهرمانانه گرفت..
من: الوووو کت باز رفتی تو حالت قهرمانانه؟؟
+راستی....بهتره از مدرسه ی سوپر هیرو ها هم دیدن کنید!کاترین عزیزم راهنمایشون کن...
-باشه..
کت:مدرسه ی سوپر هیرو ها؟
-اره این مدرسه صد سال پیش ساخته شده تا سوپر هیرو ها یاد بگیرن چطور یه سوپر هیروی عالی بشن!
من:چه جالب…
از قصر خارج شدیم و وارد همون مدرسه شدیم....
روی دیوار ها پوستر ......پوستر منو کتتت؟؟؟
من:اونا عکس ....
-اره الگوی همه سوپر هیرو هایی که اینجان شمایین!!
کت:ایول!!خیلی خوبه هم تو دنیای واقعی مشهور باشی هم تو ابرقهرمانی!!
یهو چشمای کاترین گرد شد و به کت نگاه کرد
منم یه چشم غره به کت رفتم که فکر کنم شب کابوس این لحظه رو ببینه خخخخ بدبخت
ولی عجب سوتی دادااا
اینم از این قسمت چطور بود؟؟دستم فلج شد![]()
welcome to my web