عشق میراکلس/پارت5
*کت نوار*
کاترین: آول میخوام کلاسای متخلفو نشونتون بدم...
بعد رفتیم سمت یه کلاس...
روش نوشته بود ((آموزش عنصر افزاری))
کاترین: قبل اینکه وارد شیم بگم که توی بُعد ما بعضی ها با یک قدرت متولد میشن...یعنی آب، خاک، آتش و باد...چهار عنصر اصلی....هرکی به این کلاس میاد تا یاد بگیره چطور از عنصرش استفاده کنه.....
من: میشه گربه هم یاد بگیره؟؟
ک.ت(دیگه مخفف اسمش باشه):متاسفام...ولی شاید راجع بهش فکر کنم
شت:/
_راستی مدیر اینجا کیه؟
ک.ت: یه پیرزن که چندین سال پیش برای ماجراجویی و سفر اینجا رو ترک کرد...قبلا به اینجا سر میزد ولی حالا کسی ازش خبر نداره....بعضی ها میگن که توی جنگل ارواح زندگی میکنه.........
من:خب من....یکم...ترسیدم...
-هوووووووو
ک.ت: حالا بریم کلاس بعدی....
رفتیم تو یه راهروی دیگه...
ک.ت: تو این کلاس قهرمانا یاد میگیرن که برای جدشون چه اتفاق هایی افتاده و ازش درس میگرن...
من: یعنی اتفاقاتی که برای ما افتاده برای جد ابرقهرمانی مون هم افتاده؟
ک.ت: اره
من:ماهم میتونیم از کلاسا استفاده کنیم؟
ک.ت: معلومهههههه چی فکر کردی؟ باید به آین کلاسا برید چی فکر کردید؟
-باید؟
ک.ت:اره شما برای همین اینجایید..اما آگه بخواید به این کلاس برید... باید ریلکس باشید چون دیدن سرنوشت و دیدن جدتون باعث کابوس و....هیچی ولش :/
*لیدی باگ*
چندتا کلاس دیگه نشونمون داد و بعد رفتیم یه سالن دیگه
ک.ت: اینجا خوابگاهه... توی خوابگاه اتاق های پسر و دختر ها نزدیک همن چون یه قهرمان واقعی باید یاد بگیره با همه جور بشه.. .این یه قانونه
کت:قانون عجیبیه
ک.ت: لیدی باگ اتاق تو اتاق شماره ی 206 و آموزشت از فردا شروع میشه کت نوار اتاق تو اتاق شماره ی 201
کت خواست حرف بزنه که یهو زنگ خورد و همه قهرمانا ریختن بیرون. ..ولی وقتی مارو دیدن سر جاشون خشک شدن..
یهو همشون هجوم آوردن سمت منو آدرین...کت نوار
=میشه یه امضاء بدین؟
^شما برای چند روز اینجایید؟
�میشه یه سلفی با لیدی باگ و کت نوار بگیرم؟؟
و......
یهو کاترین داد زد :همه برن به سمت اتاقشون... ساعت 5 تمرینات شروع میشه...
بعد همشون رفتن.......
من: مرسی
ک.ت:چرا؟
من:که از دستشون نجاتشان دادی
کاترین خندید و گفت :خواهش... راستی تا آموزشاتون تموم نشده از اینجا نمیرید
من: پس خانواده هامون چی؟؟؟ما فقط قرار بود بیایم یه میراکلسو برداریم و بریم بعد کلی کار سرمون ریخت!!!خانوادم نگرانم میشن
کت نوار: البته آگه خانواده ایی داشته باشیم......
کاترین بدون توجه به حرف کت گفت: نگران نباشید ما یه کپی از شما رو میفرستیم اونجا خیالتان تخت....خب حتما خسته آید...بهتره برین استراحت کنید... شب شما رو با قهرمان ها آشنا میکنم
من:همشون؟
ک.ت:اره^^
کت نوار :هوووووووو(خمیازه:/) من خستم میرم استراحت کنم
ک.ت:موش نخورت پیشی
کت: بلی؟:/
ک.ت:هیچی
اینم از این ببخشید کم بید😀 الان بار سومه هی دارم مینویسم پاک میشه
بای بای
welcome to my web