*کت نوار*

​​​​​​کاترین: آول میخوام کلاسای متخلفو نشونتون  بدم...

بعد رفتیم سمت یه کلاس... 

روش نوشته بود ((آموزش عنصر افزاری))

کاترین: قبل اینکه وارد شیم بگم که توی بُعد ما بعضی ها با یک قدرت متولد میشن...یعنی آب، خاک، آتش و باد...چهار عنصر اصلی....هرکی به این کلاس میاد تا یاد بگیره چطور از عنصرش استفاده کنه.....

 

​​​​​من: میشه گربه هم یاد بگیره؟؟

ک.ت(دیگه مخفف اسمش باشه):متاسفام...ولی شاید راجع بهش فکر کنم

شت:/ 

_راستی مدیر اینجا کیه؟

ک.ت: یه پیرزن که چندین سال پیش برای ماجراجویی و سفر اینجا رو ترک کرد...قبلا به اینجا سر میزد ولی حالا کسی ازش خبر نداره....بعضی ها میگن که توی جنگل ارواح زندگی میکنه.........

من:خب من....یکم...ترسیدم... 

 

-هوووووووو

ک.ت:  حالا بریم کلاس بعدی....

رفتیم تو یه راهروی دیگه...

ک.ت: تو این کلاس قهرمانا یاد میگیرن که برای جدشون چه اتفاق هایی افتاده و ازش درس میگرن...

من: یعنی اتفاقاتی که برای ما افتاده برای جد ابرقهرمانی مون هم افتاده؟

ک.ت: اره 

​​​​​من:ماهم میتونیم از کلاسا استفاده کنیم؟

ک.ت: معلومهههههه چی فکر کردی؟ باید به آین کلاسا برید چی فکر کردید؟ 

-باید؟

ک.ت:اره شما برای همین اینجایید..اما آگه بخواید به این کلاس برید... باید ریلکس باشید چون دیدن سرنوشت و دیدن جدتون باعث کابوس و....هیچی ولش :/

*لیدی باگ*

چندتا کلاس دیگه نشونمون داد و بعد رفتیم یه سالن دیگه

ک.ت: اینجا خوابگاهه... توی خوابگاه اتاق های پسر و دختر ها نزدیک همن چون یه قهرمان واقعی باید یاد بگیره با همه جور بشه.. .این یه قانونه

کت:قانون عجیبیه

​ک.ت: لیدی باگ اتاق تو اتاق شماره ی 206  و آموزشت از فردا شروع میشه کت نوار اتاق تو اتاق شماره ی 201

کت خواست حرف بزنه که یهو زنگ خورد و همه قهرمانا ریختن بیرون. ..ولی وقتی مارو دیدن سر جاشون خشک شدن..

یهو همشون هجوم آوردن سمت منو آدرین...کت نوار 

=میشه یه امضاء بدین؟

^شما برای چند روز اینجایید؟

�میشه یه سلفی با لیدی باگ و کت نوار بگیرم؟؟

و......

یهو کاترین داد زد :همه برن به سمت اتاقشون... ساعت 5 تمرینات شروع میشه...

بعد همشون رفتن.......

من: مرسی 

ک.ت:چرا؟

من:که از دستشون نجاتشان دادی

کاترین خندید و گفت :خواهش... راستی تا آموزشاتون تموم نشده از اینجا نمیرید 

من: پس خانواده هامون چی؟؟؟ما فقط قرار بود بیایم یه میراکلسو برداریم و بریم بعد کلی کار سرمون ریخت!!!خانوادم نگرانم میشن

کت نوار: البته آگه خانواده ایی داشته باشیم......

کاترین بدون توجه به حرف کت گفت: نگران نباشید ما یه کپی از شما رو میفرستیم اونجا خیالتان تخت....خب حتما خسته آید...بهتره برین استراحت کنید... شب شما رو با قهرمان ها آشنا میکنم

من:همشون؟ 

ک.ت:اره^^

کت نوار :هوووووووو(خمیازه:/) من خستم میرم استراحت کنم

ک.ت:موش نخورت پیشی

کت: بلی؟:/

ک.ت:هیچی 

 


اینم از این ببخشید کم بید😀 الان بار سومه هی دارم مینویسم پاک میشه​​​​​

​​​​​​​بای بای

​​​​

​​​​​​

 

​​​​​

​​

 

​​​​​​

 

​​