ناشناخته ها پارت7
*ادرین*
خدا این ماری چقدر بامزس بدبخت پرستاره رو روانی کرد![]()
یهو دکتر اومد تو: اقای اگرست ....
نگاهی به مارینت انداخت و گفت: اگه تا فردا استراحت کنین میتونید زودتر مرخص بشید.
من: مرسی اقای دکتر
و رفت
ماری:خب من دیگه برم خونه....تازه شلوارمم هم برعکسه
داشت میرفت که دستشو گرفتم: ماری....
روشو برگرذوند:بله؟؟
کشوندمش سمت خودم :ماری....من...من...حسم به تو و کاگامی عوض شده...
سرخ شد ..
ماری: اما...تو نباید که دونفر و دوست داشته باشی باید یکیو انتخاب....کنی
من:بابا منظورم اینه که منکه قبلا عاشق کاگامی بودم حالا عاشق تو شدم و از کاگامی متنفر شدم
ماری:یعنی....یعنی تو عاشق منی؟؟؟
من:با تموم وجود
اروم اروم اومد سمتم ..صورتشو بهم نزدیک کرد طوریکه قفط پنج میلی متر فاصله بین صورت هامون بود و.....
یهو بابا از در اومد داخل ..دوتامون سرخ شدیم..
بابا: چیکار میکنید؟(خدا خیرت نده گابریل بیشور صحنه ادرینتی رو خراب کردی-__-)
ماری: فقط خواستیم همو بوس کنیم که شما اومدید..
چشمای بابا گرد شد: نکنه شما.......
وای نه
وای نه
وای نه
وای نه
وای نه
وای نه
من: نه ...نه نه منظورش اینه که خواسته لپ منو برای احوال پرسی و اینا بوس کنه
بابا: باشه......
*مارینت*
وای سوتی دادم:/ خاکـــــــــــ-____-
من: خیلی خب من دیگه میرم تا شـــما پـــــــدر و پــسر حـــــــرف بـــزنید(اینجاهایی که کشش داره یعنی کش داده :/)
و زحمتو کم کردم هوفففف
من:اخییی
رفتم سمت در خروجی ...الیا رو دیدم
من:سلام خرس خز
الیا: سلام بلوبری فاسد و عکس
من: عکس؟
الیا: بله دیگه وقتی شلوارتو برعکس پوشیدی خاتون خانم
من: دیگه بهم نگو خاتون خانم
الیا:پس بگم ماهرخ؟
من:نههه
الیا:بگم مهرافروز
بابا این چ گیری داده به اسما ایرانی:/
من:حداقل یه اسم خارجی بگو هی اسم ایرانی میگی
الیا: کارلوس ؟
من:نچ
الیا: فریدون؟
من: اصلا چقدر حرف مسخره میزنیم بیا بریم دیگه
الیا: من با نینو میرم
ای رفیق نیمه راه -_-
من: خیلی خب من پیاده میرم
الیا: بایییییی
من:باییییی و درد
بین راه
واقعا خجالت میکشیدم بین مردم با ی شلوار برعکس میرم
هرکی منو میدید بهم میخندید ..
دیگه طاقت نیوردم و رفتم تو یه لباس فروشی زنونه
من: سلام ببخشید میشه از پرو استفاده کنم؟؟
-بله بفرمایید.
سریع رفتم تو یکی از اتاق پرو ها و شلوارم رو درست کردم...
به ایینه نگاه کردم سر و وعضم خیلی شلخته بود موهامو باز کردم و دم اسبی بستم ..
اومدم بیرون: خیلی ممنون
-خواهش میکنم
رفتم بیرون...چون شب بود هوا خیلی سرد شده بود..
وارد یه کوچه شدم یهو صدای دونفرو شنیدم خیلی اشنا بود....
خیلی خب بقیش برا بعد بای بای^^
welcome to my web