☆آدرین☆

لیدی باگ خواب بود منم از پشت دیوار( دیوار جالب نیست از الان پرده باشه) صداش کردم ولی جواب نداد از زیر پرده دستم رو بردم داخل و دستش رو گرفتم و تکون دادم تا بیدار شد و جیغ بنفشی کشید بعد تبدیل شدیم و پرده رو بستیم قیافه لیدی باگ قیافه من بعد بهش گفتم باید آتیش درست کنیم که گرم بشیم بریم دنبال چوب پس راه افتادیم اینقدر جمع کردیم که لیدی باگ خسته شد پس با لاکی چارمش یه چوب پیدا کن گرفت ( نمیدونم از کجا درش آوردم ) بعد ۵ دقیقه گوشوارش شروع کرد به بوق بوق کردن و رفت تو چادر منم کارم تموم شد رفتم سر جای خودم تو چادر بعد به فکر افتادم بر یواشکی تو چادر قسمت لیدی باگ رو ببینم و بگم تقصیر خودت بود که نگفتی تغییر شکل میدی ( حالا اون نگفت خودت نمیفهمی؟!؟!) اول پشیمون شدم ولی گفتم اون روز که در و باز نکردم تا هویت لیدی باگ رو بفهمم چی گیر من اومد؟؟؟؟( تو قسمت لیدی وای فای ) پس رفتم تا رسیدم چشم هام رو بستم و آروم آروم باز کردم اون..............

 

 

 

 

 

 

 

 

 

( یو هااااااهاااااا معطلی خوب است نقطه سر خط )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بلند دااااااااد زدم ماااااااااارییییییییییییی

☆مارینت☆

وقتی گوشوارم به صدا در اومد رفتم تو چادر و خوابم برد که کت نوار داد زد ماریییی منم تو عالم خواب و بیداری گفتم منکه گفتم مرینت نیستم ( حالا اون موقع میشد بهانه بیاری ولی الان لو دادی قشنگ آفرین پروفسور دوپن چنگ آفریییییننن) 

بعد پاشدم دیدم کت نوار اونجا ایستاده تو این حالت منم.......( نه دیگه بریم از زبون کت نوار دقت کنید وقتی از زبون کت نوار هست یعنی تو این حالت هست یا وقتی میگم مارینت یعنی در این حالت هست آخه بعضی ها تو کامنت ها پرسیدن )

☆آدرین☆

مارینت بعد از چند لحظه در این حالت و یک رییییز بدون مکث یا بدون نفس کشیدن میگفت چرا چراااااااا اومدی اینجا ابر قهرمانی باید پای قانون هاش هم بایستی بعد ساکت شد و گفت امممم من چون مولتی موس هستم لیدی باگ به من گفته بیام کمک بعد تیکی پرید بیرون گفت ماری دیگه فهمید نمیشه درستش کرد ماری هم قبول کرد ولی من هنوز ناراحت بودم دوست.نداشتم به عنوان کت نوار ماری رو دوست داشته باشم چون اون کت نوار رو دوست نداشت و آدرین رو هم نه چون اون عاشق لوکا بود یعنی اون روز هم لوکا رو میگفت( فصل ۲ قسمت ۹ لیدی باگ گفته پسر دیگه ای رو دوست داره )  دیگه امیدی نداشتم که خودم رو از تغیر شکل خارج کردم و با حالت غم زده ای گفتم ماری میدونم تو لوکا رو دوست داری تظاهر هم نکن لطفا ...........چند دقیقه ای فقط صدای جلز ولز آتیش میومد و ما ساکت بودیم تا اینکه من رفتم تو چادر ولی نخوابیدم 

 

☆ماری☆ 

 

اون آدرین بود ؟؟؟؟ یعنی کت که اصلا اون رو جدی نمیگرفتم ولی اون عاشقم بود...،،،،،،،،اون آدرین بود؟؟؟؟ اصلا نمیتونم باور کنم ولی کت نوار که شیطونه ولی آدرین شخصیت آرومی داره ...........الان هم فکر میکنه من لوکا رو دوست دارم ......،بدنم سرد شده بود و رنگم زرد نزدیک پرده شدم خواستم چیزی بگم که..........

 

خب بعدی رو منحرف میگم   از بس در خواست کردین ولی مارینت جوننن دوباره کمک 😅😅من دوباره مغزم ته کشید