دوستت دارم به دروغ P2
لایلا: استاد جدیده
الیا: خداروشکر از دست اون پیرمرد بغ بغو که اسم خودشو گداشته استاد راحت شدیم
چه خوشگله ها......
ولی یکم برا اشناست..................کجا دیدمش؟
اومممممممممممممممم
صبر کن ببینم..........
وای نه!
من: بچه ها.. اون...اون استاد جدیده همون ادرین اگرست مدل معروفه
الیا: گفتم قیافش برام اشناس
من: بریم خواستگاریش؟؟
لایلا: ماری قربونت برم خل شدی بالاخره؟
من: اصن سه تاییمون شب بریم بدزدیمش تقسیمش میکنیم هر قستمت برا یکیمون
_ادر ییییییی جونممممم!!!!
الیا: اه باز این ادامس موندهه اومد هوا الوده شد
نگاهمو دادم به کاگامی که بدو بدو پرید بغل استاد یعنی ادرین ایششششششش کنه
لایلا: دیگه بریم کلاس الان زنگ میخوره
من: بریم
رفتیم سمت کلاس که یهو دستی از پشت شونمو گرفت
+ماری
وای نه باز لوکا
برگشتم و با لبخند خیلی ضایع و مصنوعی گفتم: بله؟
+نظرت چیه امروز باهم بریم یه بستنی فروشی اندره؟
من: من.....خب راستش.....چیزه
خواستم جواب بدم که سنگینی نگاه کسی رو روی خودم حس کردم...سرمو تکون دادم که ادرین رو دیدم با اخم داره نگام میکنه....یاخدا چش شد
+ماری جوابمو ندادی
من: نمیدونم لوکا من.....
+ باشه پس ساعت 6 عصر فردا میبینمت.
و رفت. اه اینکه نذاشت من حرف بزنم هوففففففففف
اینم پایان این پارت^^
دستم پوکید...
برای بعدی 5تا 8 نظر
باییییی
welcome to my web