میراکلس گمشده پارت ۴
یه سنگ بزرگ جلومون زاهر شد
کت :لیدی باگ نه
من:کت نوار نه
بعد که چشمم رو باز کردم دیدم از کت جدا شدم
آروم گفتم :آدرین پیشی خوب و بامزه (نه به حرف های پارت قبلت نه به حرف های این پارت
)
و گریه کردم![]()
*آدرین *
دیدم مرینت نیستش
به راهم ادامه دادم و
آروم گفتم:مرینت دختر عمو
و رفتم دنبالش بگردم
*مرینت*
برگشتم به حالت عادی و همچنان داشتم گریه می کردم ![]()
ناگهان معجزه گر مولتی موس رو تو دستم دیدم !!
بعد به مولتی موس تبدیل شدم از قدرتم استفاده کردم و چند نفر شدم
تیکی رو دیدم که پیشمه
خب بچه ها من امروز امتهان دارم و چند دیقه ی دیگه شروع میشه
برام دعا کنید
بای
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 18:56 توسط mehrana
|
welcome to my web