یه سنگ بزرگ جلومون زاهر شد 

کت :لیدی باگ نه 

من:کت نوار نه 

بعد که چشمم رو باز کردم دیدم از کت جدا شدم

آروم گفتم :آدرین پیشی خوب و بامزه (نه به حرف های پارت قبلت نه به حرف های این پارت)

و گریه کردم

*آدرین *

دیدم مرینت نیستش

به راهم ادامه دادم  و 

آروم گفتم:مرینت دختر عمو 

و رفتم دنبالش بگردم 

*مرینت*

برگشتم به حالت عادی و همچنان داشتم گریه می کردم 

ناگهان معجزه گر مولتی موس رو تو دستم دیدم !!

بعد به مولتی موس تبدیل شدم از قدرتم استفاده کردم و چند نفر شدم 

تیکی رو دیدم که پیشمه 

خب بچه ها من امروز امتهان دارم و چند دیقه ی دیگه شروع میشه 

برام دعا کنید 

بای