پنهان پارت 9
از زبان راوی
مرینت : خب بسکنید پسراااااااا بیروننننننننن
ادرین : خب بنده که مشکلی ندارم(اوهههههه ادرین و)
مرینت : *در حالی که ادرین و نینو را از اتاق بیرون می کند*چرا عزیزم اتفاقا شما بیشتر از همه مشکل دارید.
ادرین:بهم می رسیم مرینت خانوم.
مرینت : حالا شاید برسیم
و مرینت در اتاق را می بندد
الیا : خب مری بیا اینو اینو اینو با اون بپوش
مرینت : الیا ارو برو گلم
*بعد از ۲ ساعت لباس پروکردن*
مرینت اخر یه لباس باتیشرت قرمز و شلوار مشکی پوشید
از زبان ادرین
الان ۲ ساعته که این دخترا بالا هستن دارن چی کار می کنن
مرینت : اومدیم!!!!
واوووووو مرینت واقعا خوشگل شده بود با اینکه ساده بود ولی خیلی بهش میومد
نینو : ادرین خان مرینت و خوردی
الیا: راست می گه بزار ما بریم بعد هر کار خواستی بکن(دوستان الیا خیلی بی ادب تشریف دارن به دل نگیرید)
مرینت و ادرین: الیااااااااااااااااااااااااا
الیا : میگین دروغ میگم باشه یه دوربین تو اتاق ادرین کار می گذاریم
ادرین : معذرت ولی نه خیر اتاق یه جای شخصیه
الیا و نینو : اقرار کنید
ادرین : چی رو
الیا : که یه کارایی می کنین
مرینت : الیا ما هیچ کار خاصی نمی کنیم یک و دوما اینکه قشنگ نیست توی زندگی دیگران فضولی کنی!!!!!
(خوب دوستان الان مرینت و الیا دارن دعوا میکنن)
الیا:ههه من فضولی می کنم پس اون روزا که بنده تلاش می کردن ادرین خان شمارو ببینه چی؟ بتونی یه سلام درس درمون بکنی؟ چی ؟اینا نمی گن فضولی من دارم کمک میکنم نه فضولی خب خانوم مرینت.فک کردی کی بود که اونروز یه کاری کرد روی شونه ی ادرین جونت بخوابی ها؟(دوستان توجه داشته باشید الیا داره با لحن بلند و خیلی بد با مرینت صحبت می کنه)
وای پسر من واقعا خنگم(نازی :نگو نمی دونستی ادرین جان. ادرین : نازی تو ببند تو این گیر و گدال)که نفهمیدم مارینت لیدی باگه و منو دوست داره اونقدری که بخاطرش یکی رو دوست داره ول نمی کنه
مرینت *با لحن ناراحت و اروم *: خوب من اون موقع تشکر کردم و الانم ممنونم و الیا من منظور بدی نداشتم!!!!!!
ادرین : بچه ول کنید دیگه هموم اشتاباهاتی می کنیم ولی مهم اینه که چجوری درستش کنیم من خودمو مثال میزنم من اینقدر کور بودم که نفهمیدم مدینت لیدی باگه و عشق زندگیم.
داشتم میدیدم که مرینت اینقدر سرخ شده بود که سرش و پایین انداخته بود.رفتم سمتش دستم و انداختم دور کمرش
ادرین : و البته گل رز سرخ رو فر موش نکنید.(دوستان اینجا اشاره به مرینت میکنه)
بعد گونه ی مرینت و بوسیدم بازم سرخ شد
ادرین : بفرمایید نگفتم گل روز سرخه دیگه
نینو : خب حالا دیگه عشقولانه بسه دوستان چی کار کنیم
الیا :مری ببخشید
مرینت :
کاری نکردی که معذرت خواهی بکنی و درزم من یه فکرا دارم
الیا ، نینو و ادرین : چه فکری؟
مرینت : پسرااااا بیرون
ادرین : چرا اونوقت؟
مرینت : تاحالا چیزی به اسم صبحانه شنیدید که بلند میشن و یه چیزی می خورن
ادرین : اها اوکی ما رفتیم . حالا چی درس می کنین
مرینت :
پنکیک خوبه
ادرین و نینو : عالیهههههههههه
الیا و مرینت : شکمو هااااااا
پایان
امیدوارم خوشتون اومده باشه
دوستا از این به بعد بنده دیگه اسم کامل نمی نویسم از این به بعد
ادرین =ادری
مرینت =مری
الیا =الی
نینو =نی
welcome to my web