سلام من مارینت دوپن چنگ هستم..البته میدونم منو میشناسین...من الان20 سالمه... راستش میخوام ماجرای زندگیم رو براتون تعریف کنم... ماجرا از جایی شروع شد که....

&فلش بک&(15سالگی مارینت)

 

_مارینتتتت 

 

من:بله مامان

 

_بیا اینجا مهمون داریم!

 

​​​از پله ها اومدم پایین و با صحنه ای که دیدم چشمام برق زد..

 

من:ادرینننننن 

 

ادرین پسر عموی منه.. اون خیلی پسر خوبیه...من واقعا دوسش دارم! 

 

ادرین:سلام مارینت 

 

من:س..سلام

 

ادرین:مارینت به کمکت نیاز دار! 

من:ب..باشه بیا بریم اتاق من حرف بزنم...

 

خب اینم از قسمت اول امیدوارم لذت برده باشید^^