از اونجایی که یاس جان ساینا جان و حنا جان گفتن ادامه بده ادامه می دم

از زبان پلگ

تیکی بهم گفت برم خونه ی استاد فو رفتم اونجا یک نامه بود که روش نوشته بود برای کت نوار نامرو برداشتم رفتم پیش ادرین

از زبان ادرین 

اهههههه این پلگ کجاست یه ساعته رفته ولی هنوز باورم نمی شه مرینت لیدی باگه که یهو با صدای در به وجد اومدم نگاه کردم دیدم پلگ با یه نامه داره در میزنه براش درو باز کردمفرصت پرسیدن بهم نداد

پلگ : زود بخونش

من : می دونی چی توش نوشته

پلگ : نه فقط نوشته برای کت نوار 

در نامه رو باز کردم با صدایی که پلگم بشنوه خوندمش:

خواننده ی عزیز این نامه به کت نوار بده البته اگه کت نوار نیستی خوب میرم اصل مطلب کت نوار من لیدی باگم که یعنی مرینت هاکماث گابریل اگرست طراح معروفه میدونم قبلا گفتیم نیست ولی اون و ناتالی که ناتالی مایورا است میخوان میراکلس مارو بگیرن من مجبور بودم گوشواره هامو قایم کنم گوشواره های من.................چرا نمی تونم بخونمش پلگ؟

پلگ : چون از جهری استفاده کرده که فقط کوامی ها میتونن بخونن

من : خوب چی نوشته

پلگ : بخون بعد

من : باشه یه روز توی کوچه گابریل داشت با یکی حرف میزد که من همون جا تبدیل به مرینت شدم و اون منو دید ولی به روی خودش نیاورد من به هوای دیدن ادرین رفتم تو خونه تا باهاش صحبت کنم که می خواست گوشواره هامو بگیره وقتی نورو (کوامی هاکماث خودتون میدونید دیگه)از زیر کراواتش بیرون اومد فهمیدم هاکماثه پس زود در رفتم رفتم خونه ی استاد فو تا میراکلس بهش پس بدم ولی نبود پس قایمش کردم و لطفا خواهشا مواظب ادرین باش امید وارم اون تحت کارای پدرش قرار نگیره و راستی اینو بدون گابریل فقط میخواد امیلی همسرش رو برگردونه این کار بدی نیست کار خوبیه ولی میراکلس گربه ی سیاه و کفشدوزک همون طور که یه ارزو را براورده میکنه یه چیزی رو تخریب میکنه و این مربوط به من و تو نیست چون اگه کسی ارزویی بکنه جهان بالانس خودش رو از دست میده حواست باشه...

هنوز ادامه داشت ولی واقعا نیاز به فکر کردن داشتم و اینکه با پدرم صحبت کنم پس...

خوب پایان پارت دوم 

امید وارم از این پارت خوشتون اومده باشه ولی

به نظرتون مرینت کجا است؟

ادرین چیکار میکنه؟

چه اتفاقی میوفته؟