Love miraculous-part1
چرا من باید برم اونجا؟؟ استاد فو گفته قهرمان های ناشناخته ایی اونجان؟ حالا من بدبختم به عنوان لیدی باگ باید برم اونجا و میراکلس گمشده رو پیدا کنم...
اصلا چرا کت نوار نره؟
که با صدای تیکی به خودم اومدم:مارییی مارییی کجایی؟؟
من:چی ؟کی؟کجا؟
تیکی:بدو خرس خوابالو باید بریم پیش استاد
من: بلی...
صورتمو اب زدم و رفتم پایین :مامان ...بابا من میرم قدم بزنم...
باشه ایی گفتن ..
<چند دقیقه بعد...>
رسیدم خواستم در بزنم که دیدم در بازه...
وارد شدم:ا..استاد.....
-خوش اومدی لیدی باگ
من:سلام استاد
-اماده ایی؟
من:مجبورم تنها برم؟
-اصلا میخوای به کت نوار بگم بره؟
با شوق گفتم:ارهههه
-باشه پس اگه اونجا عاشق شد خود دانی....
تو روح این شانس>~< اهههه
من:باشششش
که یه نفر در زد…
-مارینت تبدیل شو
تبدیل شدم
استاد (خطاب به کسی که پشت دره): میتونی بیای
که بوی گربه خیابونی رو حسیدم>~<
کت از اومد داخل: به به میبینم مای لیدی هم تشریف دارن*~*
من:ببند گالتو :/
استاد سرفه ی مصنوعی کرد و گفت: خب...لیدی باگ و کت نوار......شما به سرزمین میراکلس ها میرید و باید میراکلس گمشده رو پیدا کنید..میراکلس گمشده ..توسط نگهبانان افسانه ایی تحت محافظت قرار گرفته و شما باید اونو از دست ملکه میراکلس ها یعنی Queen day بگیرید و به من بدید
مشکوک شدم...اخه استاد فو برا چیشه؟
من: استاد...چرا باید بدزدیمش؟...و.......
-و؟
کت نوار گفت: بدیمش به شما؟
-بعدا دلیلش رو میگم....فعلا کاری ک میکنم رو انجام بدید..
بعدش جعبه ایی رو از بالای کتابخونش در اورد و درشو باز کرد...کلوچه های رنگی توش بودن
یکیشو داد به من و یکیشو داد به کت نوار....
اینم از این قسمت^^
انچه در اینده خواهید دید:
-مارینت؟ خودتی؟؟؟
-تو کت نواری؟
-خوش اومدید! ماماننن کجاییی مهمون داریم!
-تو انتخاب شده ایی
-نمیفهمم...
-پس بفهم:/
------------------------------------
برا بعدی 1نظر خوشمل^^
و بعدی شاهد صحنه ی ادرینتی میشویم*~*
welcome to my web